فریب و تدلیس در ازدواج

alimehrabi نیم‌رخ
فریب و تدلیس در ازدواج
فریب و تدلیس در ازدواج
فریب و تدلیس در ازدواج

درخصوص تجدیدنظرخواهی اقای ع. ا. ک. فرزند غ. به طرفیت خانم ف. م. فرزند ع. با وکالت خانم ف. س. ، نسبت به دادنامه شماره ۱۴۰۱۲۶۳۹۰۰۰۰۱۳۷۵۸۰ مورخ ۱۴۰۱/۰۱/۲۴ صادره از شعبه سیزدهم دادگاه عمومی حقوقی اراک ، موضوع پرونده شماره ۰۰۰۱۶۲۹ که به موجب آن دادگاه محترم بدوی درخصوص دعوی تجدیدنظرخواه به طرفیت تجدیدنظرخوانده به خواسته فسخ نکاح از باب فریب در ازدواج ، چنین تحقیق کرده … خواهان اظهار داشته است.که همسرم دارای بیماری سندرم روده تحریک پذیر میباشد. به نحوی که با کوچکترین استرس دل درد شدید میگیرند و من در زمان عقد به همسرم میگفتم هر مشکل جسمی و یا روحی که دارید به من بگو و ایشان هم میگفت مشکلی ندارم. ، در تاریخ ۲۱ /۳/ ۱۴۰۰ عقد کردم و در تیر ماه متوجه بیماری او شدم ولی خوانده اظهار میداشت که حساسیت میباشد. و علت اقدام من به خاطر اظهارات همسرم بود که میگفت فقط حساسیت فصلی است.ولی هر چقدر جلوتر میرفتیم متوجه میشدم که بیماری او خاص است و بدتر میشد، خوانده نیز طی لایحه ای در مقام دفاع اظهار داشته اند که ( ۱-ابتدایا باید بعنوان مهم ترین نکته بیان دارم که خواهان پرونده با ادعای اینکه موکله در نکاح تدلیس نموده است. به صورت موازی اقدام به طرح شکایت کیفری تحت همین عنوان در محاکم کیفری نموده است که نسبت به این شکایت در پرونده شماره ۱۴۰۰۲۶۹۲۰۰۰۱۶۵۷۳۲۸ بدوا در شعبه محترم ۶ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اراک قرار منع تعقیب به شماره ۱۴۰۰۲۶۳۹۰۰۰۳۶۰۶۸۲۰ مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۱ صادر گردیده است که قرار معنونه طی دادنامه شماره ۱۴۰۰۲۶۳۹۰۰۰۳۸۹۳۵۶۹ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۱ از سوی شعبه محترم ۱۰۹ دادگاه کیفری دو شهرستان اراک تایید گردیده است. با این توضیح باید بیان دارم که دعوی نامبرده حتی در محاکم کیفری نیز به دلیل اینکه عملا فریب و پنهانکاری در ازدواج رخ نداده است رد شده است که شایسته توجه آن مقام محترم میباشد.

۲-ریاست محترم ، همانگونه که مستحضرید موارد جواز فسخ نکاح و عیوبی که حق فسخ برای مرد ایجاد میکند در مواد ۱۱۲۳ تا ۱۱۲۶ قانون مدنی احصای گردیده است.که عبارتست از: قرن-جذام-برص-افضای-زمین گیری- نابینایی و همانگونه که مشخص است.موضوع ذکر شده توسط خواهان ( زوج ) در هیچ یک از مصادیق معنونه جای نمیگیرد و عملا موجبی از این لحاظ برای وی در فسخ نکاح وجود ندارد.لازم به ذکر است.که به نظر میرسد که انچه که مدنظر فقه شیعی میباشد. ان دسته از امراضی است.که مانع از ایفای وظایف زناشویی و تمکین گردد. نه اینکه مرد بتواند به استناد هر دردی در همسر خود اقدام به فسخ نکاح نماید.!!! ۳-مورد دیگر فسخ نکاح که در ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی عنوان شده است.تخلف از شرط صفت میباشد. که این مورد نیز در این پرونده نمیتواند دلیلی برفسخ نکاح توسط خواهان باشد. چراکه؛ اولا ) همانگونه که در دادنامه کیفری نیز عنوان شده است.هیچگونه فریبی ( اعم از تخلف در شرط صفت و یا تدلیس ) توسط زوجه رخ نداده است.و هیچ دلیلی نیز نه در این محکمه و نه در محکمه کیفری در این خصوص تسلیم نگردیده است.ثانیا ) اینکه خواهان محترم با استناد به یک شاهد مرد و یک شاهد زن ( که حتی فاقد حد نصاب شرعی نیز میباشد. ) بخواهد به نادرستی بیان نماید. که صفت خاصی در زوجه شرط شده است.کاملا برخلاف فقه شیعی و قوانین موضوعه و نظم عمومی و اخلاق حسنه میباشد. ثالثا ) اینکه مردی صرفا با ادعای اینکه همسرش دارای معده درد میباشد. نکاح خود را با وی فسخ نماید. فارغ از انکه غیراخلافی و خلاف نظم عمومی میباشد. کاملا غیرعقلایی میباشد. چراکه حتی عقلی و منطقی و عرفی نیز نیست که در نکاحی شرط شده باشد. که زوجه حتما باید فاقد درد معده و درد معده و یا هر درد دیگری باشد. در غیراینصورت با توجه به اینکه هر فردی ممکن است.در یکی از اعضای بدن خود احساس ناراحتی و درد نماید. هر همسری میتواند به استناد این درد ساده نکاح خود را فسخ نماید.!!! ) رسیدگی و با این استدلال: ۱- به موجب ماده ۴۳۸ قانون مدنی تدلیس عبارت است.از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. و صرف کتمان حقیقت تدلیس مجوز فسخ نکاح نمی باشد.۲- زوج صراحتا اعلام می نماید.

پس از اطلاع از موضوع مذکور در تیر ماه سال ۱۴۰۰ به پزشک نیز مراجعه کرده اند و خیار فسخ فوری است.در حالی که خواهان پس از گذشت حدود ۵ ماه اقدام به طرح دادخواست فسخ نکاح نموده است.۳- عقد نکاح نیز مبتانیا بر ان واقع نشده است.۴- به موجب نظریه پزشکی قانونی در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۴۰۰زوجه هیچ بیماری اعم از سندرم روده تحریک پذیر نداشته و کاملا سالم است و با استناد به مفهوم مخالف مواد ۱۱۲۰ و ۱۱۲۸ و ۱۲۵۷ قانون مدنی و ماده ی ۱۹۷ از قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به بطلان دعوای خواهان را صادر کرده است. رای موصوف پس از ابلاغ در مهلت مقرر قانونی مورد تجدیدنظرخواهی واقع شده است. دادگاه با بررسی محتویات پرونده بدوی ، متن دادخواست تجدیدنظرخواه و لایحه وکیل تجدیدنظرخوانده و نظر به استدلال دادگاه محترم بدوی و اینکه تجدیدنظرخواه در این مرحله از رسیدگی دلیل و مدرک موثری که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را فراهم اورد ارایه ننموده و ایرادات ابرازی درحدی نیست که خلل یا خدشه درارکان ان ایجاب نماید. در نتیجه موضوع مشمول هیچ یک از جهات مندرج درماده ۳۴۸ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب درامور مدنی مصوب ۲۱ /۱ /۷۹ نیست. لذا با استناد به قسمت دوم ماده ۳۵۸ قانون مذکور ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید. این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.

مستشاران شعبه سوم دادگاه تجدیدنظراستان مرکزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *